شيخ ذبيح الله محلاتى

258

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

دوش نيفكنم و جز از براى نماز نظارهء بيرون خانه نكنم تا گاهى كه قرآن خدا را بنظم و ترتيب فراهم نياورم ابو بكر روزى چند خاموش نشست تا گاهى كه على عليه السّلام قرآن را فراهم كرد و با خود به مسجد آورد و بآواز بلند ندا درداد ( الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه اضل اعمالهم ) يعنى پيروان ابو بكر كافر شدند و از طريق حق بگشته‌اند ابن عباس گفت يا ابا الحسن اين سخن از بهرچه كردى فرمود آيتي از قرآن قرائت كردم عرض كرد همانا مقصودى داشتى و بر مطلبي تنبيهى فرمودى فرمود چنين است ( ان اللّه تعالي يقول فى كتابه و ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا ) اكنون اى ابن عباس هيچ‌گاه شنيده باشى كه رسول خدا ابو بكر را بخليفتي انتخاب كرده باشد عرض كرد هرگز جز بسوى تو وصيت نفرمود گفت چرا با من بيعت نكردى عرض كرد چه توانستم كرد مردم بجمله بر ابو بكر گردآمدند و من يك‌تن از ايشان بودم فرمود ( كما اجتمع اهل العجل هاهنا فتنتم و مثلكم مثل الذى استوقد نارا فلما أضاءت ما حوله ذهب اللّه بنورهم فتركهم فى ظلمات لا يبصرون صم بكم عمى فهم لا يرجعون ) فرمود چنان بر ابو بكر گردآمديد كه بنى اسرائيل بر گوساله سامرى هم‌اكنون شما در بلا افتاديد و مانند آن‌كسى باشيد كه آتشى برافروزد و اطراف خويش را روشن سازد پس خداوند ضيا را از ايشان بستاند و ايشان را در ظلمتى بنشاند چنان كه كور و كر و گنگ بمانند و بيرون شدن نتوانند پس روي با مهاجر و انصار آورد و بأعلى صوت ندا درداد كه اى مهاجر و انصار من بعد از رسول خدا نخستين به غسل او پرداختم و كار كفن و دفن نيز بساختم آنگاه قرآن را از صحف شتات و اكتاف و رقاع فراهم آوردم و تمامت تأويل و تنزيل و ناسخ و منسوخ را در ثوب واحدى جا دادم هيچ آيتي بر رسول خدا فرود نشد جز اينكه من جامع بودم و هيچ آيتى بجاى نماند جز اينكه پيغمبر بر من قرائت فرمود و تأويل آن را به من تعليم نمود اكنون من شما را اعلام نمودم تا فردا نتوانيد گفت ما غافل بوديم و على ما را آگهى نداد و بنصرت خود دعوت نفرمود و حق خود را فرا ياد ما نياورد عمر بن الخطاب چون اصغاي اين كلمات نمود بيمناك شد كه مبادا خاطرها برآشوبد و مردم را بشوراند ( فقال اغنانا ما معنا من القرآن